یادداشت ها - هنرمند بزرگ...

هنرمند ِ بزرگ در وهله ی اول و پیش از هر چیز انسانی است که تجربه ای غنی از زندگی دارد.

( با در نظر گرفتن این نکته که در این مورد زندگی به معنای تفکر درباره ی زندگی هم هست. )



( ترجمه خشایار دیهیمی - جلد یکم - صفحه 102 )

طاعون - صفحه ی 324

" او در چنگ آشفتگی و تضاد زندگی کرده بود و هرگز امید و آرزو را به خود ندیده بود. آیا به همین سبب بود که به فکر تقدس افتاده و آرامش درون را در خدمت به مردم جسته بود؟ "

http://bamdadshop.persiangig.com/01/kamo.jpg

(ترجمه ی رضا سید حسینی - صفحه ی 324 )

طاعون - صفحه ی 313

" پیوسته ساعتی از روز یا شب وجود دارد که در آن انسان ترسو و بزدل است. "

http://bamdadshop.persiangig.com/01/kamo.jpg

(ترجمه ی رضا سید حسینی - صفحه ی 313 )

طاعون - صفحه ی 308

" طاعون شهر را هم تغییر می دهد و هم تغییر نمی دهد و طبعا بزرگترین آرزوی همشهریان ما این است و این خواهد بود که بی هیچ تغییری زندگی کنند. "

http://bamdadshop.persiangig.com/01/kamo.jpg

(ترجمه ی رضا سید حسینی - صفحه ی 311 )

طاعون - صفحه ی 308

" شاید فقط می توان تا نزدیکی های تقدس رسید. در این صورت می بایستی به خوی شیطانی تواضع آمیز و خیرخواهانه اکتفا کرد. "

http://bamdadshop.persiangig.com/01/kamo.jpg

(ترجمه ی رضا سید حسینی - صفحه ی 308 )

طاعون - صفحه ی 287

" می توان مقدس بی خدا بود. "

http://bamdadshop.persiangig.com/01/kamo.jpg

(ترجمه ی رضا سید حسینی - صفحه ی 287 )

طاعون - صفحه ی 285

" هر کسی طاعون را در درون خود دارد ، زیرا هیچکس ، نه ، هیچکس در دنیا در برابر آن مصونیت ندارد. و انسان باید پیوسته مواظب خود باشد تا مبادا در یک لحظه ی حواس پرتی با تنفس به صورت دیگری ، طاعون را به او منتقل کند. "

http://bamdadshop.persiangig.com/01/kamo.jpg

(ترجمه ی رضا سید حسینی - صفحه ی 285 )

طاعون - صفحه ی 216

" طاعون قضاوت در مورد ارزش ها را از میان برده بود. "

http://bamdadshop.persiangig.com/01/kamo.jpg

(ترجمه ی رضا سید حسینی - صفحه ی 216 )


طاعون - صفحه ی 215

" شهر پر از خوابیدگان بیدار بود که فقط گاه گاه در لحظاتی استثنایی از سرنوشت خود فرار می کردند و دل شب ، زخم درون شان که ظاهرا بسته شده بود ناگهان سرباز می کرد. "

http://bamdadshop.persiangig.com/01/kamo.jpg

(ترجمه ی رضا سید حسینی - صفحه ی 215 )

طاعون - صفحه ی 214

" همشهریان ما خود را با طاعون تطبیق داده بودند و می توان گفت که همرنگ محیط شده بودند زیرا کار دیگری از آنان ساخته نبود. طبیعی است که باز هم حالت بربختی و رنج را داشتند اما دیگر نیش آن را احساس نمی کردند. "

http://bamdadshop.persiangig.com/01/kamo.jpg

(ترجمه ی رضا سید حسینی - صفحه ی 214 )

طاعون - صفحه ی 214

" عادت به نومیدی از خود نومیدی بدتر است. "

http://bamdadshop.persiangig.com/01/kamo.jpg

(ترجمه ی رضا سید حسینی - صفحه ی 214 )

طاعون - صفحه ی 202

" همیشه زندانی تر از من هم وجود دارد. "

http://bamdadshop.persiangig.com/01/kamo.jpg

(ترجمه ی رضا سید حسینی - صفحه ی 202 )

طاعون - صفحه ی 185

" فکر کن برای یک گل زدن ، چه پیچ و خم ها و پاس دادن ها و برگشت ها لازم است. "

http://bamdadshop.persiangig.com/01/kamo.jpg

(ترجمه ی رضا سید حسینی - صفحه ی 185 )

طاعون - صفحه ی 165

" پیوسته در تاریخ ساعتی فرا می رسد که در آن ، آنکه جرئت کند و بگوید دو دوتا چهارتا می شود مجازاتش مرگ است. "

http://bamdadshop.persiangig.com/01/kamo.jpg

(ترجمه ی رضا سید حسینی - صفحه ی 165 )

طاعون - صفحه ی 164

نومید کننده ترین ننگ ها ، ننگ آن نادانی است که گمان می کند همه چیز را می داند و در نتیجه به خودش اجازه ی آدم کشی می دهد : روح قاتل کور است و هرگز نیکی حقیقی یا عشق زیبا بدون روشن بینی کافی وجود ندارد. "

http://bamdadshop.persiangig.com/01/kamo.jpg

(ترجمه ی رضا سید حسینی - صفحه ی 164 )

طاعون - صفحه ی 164

" شر و بدی که در دنیا وجود دارد پیوسته از نادانی می زاید و حسن نیت نیز اگر از روی اطلاع نباشد ممکن است به اندازه ی شرارت تولید خسارت کند. "

http://bamdadshop.persiangig.com/01/kamo.jpg

(ترجمه ی رضا سید حسینی - صفحه ی 164 )

طاعون - صفحه ی 160

" حال که نظام عالم به دست مرگ نهاده شده است ، شاید به نفع خداوند است که مردم به او معتقد نباشند و بدون چشم گرداندن به آسمانی که او در آن خاموش نشسته است ، با همه ی نیروهاشان با مرگ مبارزه کنند. "

http://bamdadshop.persiangig.com/01/kamo.jpg

(ترجمه ی رضا سید حسینی - صفحه ی 160 )

طاعون - صفحه ی 158

" من در ظلمت شب هستم و می کوشم که روشن ببینم. مدت درازی است که این مطلب برای من تازگیش را از دست داده است. "

http://bamdadshop.persiangig.com/01/kamo.jpg

(ترجمه ی رضا سید حسینی - صفحه ی 158 )

طاعون - صفحه ی 149

" آیا این آدم مقدس است ؟"

" آری اگر تقدس مجموعه ای از عادات باشد. "

http://bamdadshop.persiangig.com/01/kamo.jpg

(ترجمه ی رضا سید حسینی - صفحه ی 149 )

طاعون - صفحه ی 149

" خدا وجود ندارد ، زیرا در غیر اینصورت کشیش ها زاید بودند. "

http://bamdadshop.persiangig.com/01/kamo.jpg

(ترجمه ی رضا سید حسینی - صفحه ی 149 )

طاعون - صفحه ی 129

" شما گمان کرده اید برایتان کافی ست که تنها یکشنبه ها به زیارت خدا بیائید و بقیه ایامتان را آزاد باشید. شما گمان کرده اید که چند تملق و تعظیم ، بی مبالاتی جنایتکارانه ی شما را جبران خواهد کرد ! "

http://bamdadshop.persiangig.com/01/kamo.jpg

(ترجمه ی رضا سید حسینی - صفحه ی 129 )

طاعون - صفحه ی 127

" اگر امروز طاعون به شما روی آورده است از این روست که لحظه ی اندیشیدن فرا رسیده است. راستکاران نباید از این بلا بترسند ، اما اشخاص شرور حق دارند که بر خود بلرزند. "

http://bamdadshop.persiangig.com/01/kamo.jpg

(ترجمه ی رضا سید حسینی - صفحه ی 127 )

طاعون - صفحه ی 123

" وقتی که ترحم بی فایده شود انسان از ترحم خسته می شود. "

http://bamdadshop.persiangig.com/01/kamo.jpg

(ترجمه ی رضا سید حسینی - صفحه ی 123 )

طاعون - صفحه ی 114

" برای همه ی مردم همینطور است : با هم ازدواج می کنند ، باز هم کمی همدیگر را دوست دارند و کار می کنند. آنقدر کار می کنند که دوست داشتن را فراموش کنند. "

http://bamdadshop.persiangig.com/01/kamo.jpg

(ترجمه ی رضا سید حسینی - صفحه ی 114 )

طاعون - صفحه ی 106

" ما بی قرار در حال ، دشمن گذشته ، و محروم از آینده ! "

http://bamdadshop.persiangig.com/01/kamo.jpg

(ترجمه ی رضا سید حسینی - صفحه ی 106 )